كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
783
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم چو درياى هيجا برآورد موج * سر موج خونها برآمد به اوج عاقبت به يمن دولت دين محمدى عليه السلام هندوان ضلالت انجام را به زخم تير و ضرب تيغ از راه آب به آتش دوزخ فرستاده . مصرع خرمن آن مرده دلان سوختند و زن و فرزند ايشان را اسير و برده گرفتند . ذكر سه غزو كه حضرت صاحبقران را در يك روز با گبران اتفاق افتاد چون خاطر همايون صاحبقران ربع مسكون از غزو و جنگ اهل ضلال كه در كشتيهاى درياى گنگ بودند فراغ يافت ، همان روز موضع تغلغپور را محل نزول اجلال ساخت و در اين مقام [ شب يك شنبه چهارم ماه چون چهار دانگ از شب گذشت ] « 1 » از جانب امير اللّه داد و بايزيد قوجين و آلتون بخشى كه به قراولى رفته بودند دو قاصد آمده عرضه داشت كه امرا گذر نيك پيدا كرده از آب گنگ گذشتهاند و در آن طرف گروه انبوه جمع آمده سردار ايشان مبارك خان نام مستعد جنگ است . آن حضرت همين شب ، سحرگاه عزيمت نمود . خروش كوس و گور كه به گوش بهرام خونآشام رسانيد و به افروختن مشعلها شب تاريك را روز روشن گردانيد و پيش از صبح از آب گذر فرموده نماز بامداد از آن سوى آب به جاى آورد و از هر طرف سپاه ظفرپناه رسيده به نيّت غزو و جهاد روان شدند و چون به مخالفان رسيدند مبارك خان با ده هزار سوار و پياده اسباب جنگ ترتيب داده ايستاده بود . در اين حال بر ضمير منير امير كبير گذشت كه دشمنان بسيارند و مردم حاكم و لشكريان به اطراف متفرّق شده دورند . جز توكّل بر عنايت حق تعالى چاره و تدبيرى نيست .
--> ( 1 ) . تكميل از ظفرنامه . در هر سه نسخه اين قسمت در حاشيه به نقل از ظفرنامه آمده است ( ر ك ج 2 ص 106 ) .